سخنان نغز بزرگان

سلام دوستان من مدتی است که غایب بودم آخه میخواستم ازدواج کنم.از همه دوستان عذز میخوام

آنچه مردم را دانشمند مي کند، مطالبي نيست که ياد ميگيرند، بلکه چيزهايي است که مي فهمند.

يا راهي پيدا مي كنم؛ يا آن را پديد مي آورم.

کسيکه هر روز بر يک ترس غلبه نيابد، درس زندگي را نياموخته است.

اگر شما تشخيص ميدهيد که اشتباه کرده ايد، جرات پذيرش آنرا داشته باشيد.

ما نمي توانيم حوادث را در مهار آوريم. اما ميتوانيم واکنش خود را نسبت به آنها مهار کنيم.

همچون توپ پلاستيکي باشيد که هر چه محکم تر به زمین مي خورد، بالاتر مي رود.

در مسير صعودتان با افراد مهربان باشيد. زيرا هنگام پايين آمدن به آنها نياز خواهيد داشت.

براي شناکردن به سمت مخالف جريان رودخانه، قدرت و جرات لازم است. والا هر ماهي مرده اي ميتواند موافق جريان آب حرکت کند.

هيچ تضميني براي رسيدن به يک هدف معين در زمان معين وجود ندارد. اما تضميني وجود دارد که اهدافي که هرگز تعيين نشده اند، هيچ وقت به دست نمي آيند.

ديوانه بمانيد، اما مانند عاقلان رفتار کنيد. خطر متفاوت بودن را بپذيريد، اما بياموزيد که بدون جلب توجه متفاوت باشيد

براي فرار از انتقاد، بايد هيچ کاري انجام ندهيد، هيچ چيز نگوييد، هيچي نباشيد!

صد درصد تيرهايي که هرگز شليک نمي کنيد، به هدف نمي خورد.

اعتماد کردن به هرکس و اعتماد نکردن به هيچ کس، هر دو شکستي برابر است.

شما زمان و نوع مرگ خويش را نمي دانيد. تنها ميتوانيد در مورد چگونه زندگي کردن خود، تصميم بگيريد.

يک لاک پشت ممکن است صدها سال زندگي کند زيرا لاک اش به خوبي از آن محافظت مي کند. اما فقط وقتي مي تواند به جلو حرکت کند که سرش را بيرون بگذارد.

15روش در تصمیم گیری منطقی

 


‌تصمیم‌گیری بخش مهمّی از زندگی را تشکیل می‌‌دهد، ما هر روزه خود بارها مجبور به تصمیم‌گیری‌های کوچک و بزرگ هستیم. مانند: کجا برویم؟ چه بخوریم؟ چه لباسی را بخریم؟ با فلانی چگونه حرف بزنیم؟ به چه کسی رای بدهیم؟ هنگام عصبانیت چه بکنیم؟ چه شغلی، دوستی و یا همسری را انتخاب کنیم؟ و ... .

تصمیمات، زندگی ما را شکل می‌دهد، ما از طریق انتخاب‌ها و تصمیم‌هایمان قدرت می‌گیریم.

تصمیم‌گیری قضاوت و انتخاب بین دو یا چند چیز و یا راه حل است که هرکس در زندگی شخصی و محیط کار و اجتماع خود با هر مقام و مسوولیتی که باشد انجام می‌دهد و گاه می‌تواند بسیار مهم و حیاتی باشد. تصمیم‌گیری نشانه‌ی رشد و بلوغ و مسئولیت پذیری افراد است. تصمیم‌گیری درست و سنجیده موجب شادی و احساس موفقیت در فرد شده و سازگاری و اعتماد به نفس او را افزایش می‌دهد و این حالت نه تنها در تصمیم‌گیرنده، بلکه در اطرافیانش اثر مثبت گذاشته و بهداشت روانی فرد و اعضای خانواده را تامین می‌کند.

تصمیم‌گیری هنر و شاخص مهمی برای شناخت رشد عقلی، عاطفی، اجتماعی و روانی افراد می‌باشد، کسانی که به چنین رشدی نرسیده باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که اجازه دهند دیگران برای آنان تصمیم‌گیری کنند.

از آن جایی که تصمیم‌گیری خود از مهارت‌های زندگی محسوب می‌شود، در این مقاله به 15 راهکاردر تصمیم‌گیری درست و منطقی اشاره می‌نماییم.

راهکارهای تصمیم‌گیری درست و منطقی:
1- در تصمیم‌گیری بهتر است با افراد آگاه، متخصص و با تجربه مشورت نماییم.

2- در مورد تصمیمات گروهی یا خانوادگی بهتر است نظر تمامی افراد گروه را نیز جویا شویم.

3- برای این که تصمیم گیرنده‌ی خوبی باشیم، سعی کنیم خود آگاهی خود را افزایش دهیم.

4- در مورد مسائل شخصی با حفظ و تقویت اعتماد به نفس، اجازه ندهیم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.

5- مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را شخصاً برعهده بگیریم.

6- با مدیریت و کنترل هیجان‌های خود تصمیمات منطقی‌تری بگیریم. همان طور که حضرت علی‌(ع) فرمودند: «هنگام خشم، نه تصمیم، نه تنبیه، نه دستور».

7- در تصمیم‌گیری‌های خود به تمام جوانب موضوع توجّه کنیم.

8- سعی کنیم قبل از اجرای تصمیم خود پیامدهای مثبت و منفی آن را بررسی کنیم و امتیاز بدهیم.

9- نگاه مثبت، توأم با تفکّر و شناخت باعث می‌شود که تصمیم‌های درست‌تر و منطقی‌تر بگیریم.

10- فرصت تصمیم‌گیری را از دیگران به ویژه فرزندانمان دریغ نکنیم و به آن‌ها اجازه دهیم در مسائل مربوط به خودشان تمرین تصمیم‌گیری داشته باشند.

11- شهامت تصمیم‌گیری را در خود و دیگران تقویت کنیم.

12- به عوامل موثر در تصمیم‌گیری مانند اطلاعات درست، تأثیر فشار گروه‌ها و دوستان، هنجارهای (جامعه، فرهنگ، مذهب)، رسانه‌های جمعی و ... توجّه نماییم.

13- به منظور جلب توجّه فرزندان به پیامدهای هر تصمیم‌گیری در مورد برخی از مخاطره آمیزترین تصمیم‌های دوره‌ی نوجوانی با آن‌ها گفتگو کنیم.

14- هدف‌گذاری در زندگی، مقدّمه‌ی تصمیم‌گیری است. به عبارت دیگر افرادی که اهداف کوتاه و بلند مدّت خود را در کلیه‌ی شئونات زندگی مشخص کرده باشند، راحت‌تر و مناسب‌تر تصمیم‌ می‌گیرند.

15- مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی انسان‌های موفّق در عرصه‌ی علم و ادب و اقتصاد و ... می‌تواند زمینه‌ی تصمیم‌گیری‌های مناسب‌تر را در فرد مهیا سازد.

انسان خوشبخت

زندگی خوب،زیاد داشتن نیست بلکه لذت بردن از چیزهایی است که داریم.

 

 

زندگی خوب،زیاد داشتن نیست بلکه لذت بردن از چیزهایی است که داریم.

 

انسان خوشبخت کسی است که حوادث را با تبسم و اندکی دقت بعلت وقوع آن قبول کند.

 

همه چیز به حساب می آید،هر کاری که انجام می دهید یا به شما کمک می کند یا آسیب می رساند،هیچ چیز خنثی نیست.

 

کسی که دارای عزمی راسخ است،جهان را مطابق میل خودش عوض می کند.

 

مرد اصیل اگر ذلیل هم شود،رذیل نمی شود.

 

برای اداره کردن خویش از مغزت استفاده کن.

 

عاقل آنچه را می داند،نمی گوید،اما آنچه را که می گوید می داند.

 

خسروشكيبايي

شکیبایی دردانه سینمای ایران بود

 

متأسفانه يكي از پديده‌هاي بازيگري از ميان ما رفت. او از افتخارات هنر مملكت ما بود و شايد سال‌هاي سال براي ظهور كسي چون او بايد منتظر باشيم. شكيبايي 50 سال خدمت كرد

گوهر خیراندیش از خسرو شکیبایی به عنوان دردانه سینمای ایران یاد کرد که فقدانش برای خانواده هنر هنوز باورپذیر نیست.
این بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون متأثر از درگذشت شکیبای گفت: وقتی پیامک خبر فوت خسرو را خواندم گمان کردم یک شوخی تلخ و گستاخانه است و آرزو کردم در حد همین شوخی نیز باقی بماند. ولی وقتی از واقعیت مطلع شدم آرزوم کردم ای کاش در تهران و مثل گذشته در کنارش بودم.
خیراندیش با اشاره به همکاری خود با مرحوم شکیبایی یادآور شد: خسرو دردانه سینمای ایران بود که متأسفانه خیلی زود او را از دست دادیم و فقدانش برای خانواده هنر باورپذیر نیست.

سال‌ها در اداره تئاتر و همچنین در فیلم "بانو" و سریال "روزی روزگاری" همکار بودیم. صبر و شکیبایی وی در شرایط سخت فیلمبرداری قابل تحسین بود.
وی در پایان سخنان خود اظهار داشت: دوست ندارم فراق خسرو شکیبایی را باور کنم. با تألم و تأثر به خانواده هنر و عزیزان حاضر در این عرصه می‌گویم امیدوارم بتوانیم با این غم بزرگ کنار بیاییم
.

 

خرم ان نغمه كه مردم بسپارند بياد
يادش گرامي باد

 

سالروز ولادت باسعادت مولا علی (ع) و روز پدر مبارک باد

"بهترین مردان امت من کسانی هستند که نسبت به خانواده خود خشن نباشند اهانت نکنند دلسوزشان باشند و به آنان ظلم نکنند"

نکته های ظریف زندگی

کسی که توقعات خود را در زندگی متناسب با امکانات تعریف میکند همیشه درصدی از خوشبختی را دارد.

مشکلات را به همان اندازه که هستند ببین نه بیشتر چون بسیاری از نگرانیها و ناراحتیهای ما از این است که مشکلات را بیشتر از آنچه هستند در نظر خود بزرگ میکنیم

انسانی که صاحب گنج قناعت است هرگز نیازمند نمیشود.

انسانهای کوچک توانایی بخشیدن دیگران و محبت کردن به آنها را ندارند.

هستی و کاینات برای ما و تحقق آرزوهای ما خلق شده اند پس خواست و آرزوی خود را به آینده موکول نکن هرچه یخواهی هم اکنون بخواه.

هر انسانی که مرگ را درک نکرد زندگی را تباه میکند.

بزرگترین هنر در زندگی عشق ورزی است.

من فکر میکنم پس زند ه ام

با سلام جملاتی در رابطه با زندگی برایتان به ارمغان آورده ام .باشد که مورد پسند واقع گردد.

همواره در زندگی سه اصل را دنبال کن:محترم داشتن خود.دیگران و جوابگو بودن در قبال تمام کنش های خود.

بیاد داشته باش بزرگی ما به هدفی است که برای آن تلاش میکنیم.

بیاد داشته باش دست نیافتن به آنچه میخواهی گاهی از اقبال بیدار تو سرچشمه میگیرد.

نگذار ستیزه ای  خرد بر ارتباطی پرقدرت  خللی وارد سازد.

هرگاه به اشتباه خویش پی بردی بی درنگ گامهایی برای اصلاح آن بردار.

به یاد داشته باش  خاموشی گاهی بهترین پاسخ است.

هر روز مجالی را با خودت خلوت کن و بیاندیش.

در ناسازگاری با افراد مورد علاقه ات  تنها به وضعیت فعلی بپرداز و گذشته را بزرگ نکن.

در انتها سخنم را با بیتی از مولانا  تمام  میکنم :

آدمی فربه شود از راه گـــــــوش 

جــانور فربه شود ازحلق  ونوش

مهدي اخوان ثالث (م.ا.اميد)

با سلام به شبهای سیاه و طلوع صبحی که خواهد آمد

همه رفتند کسی دور و برم نیست
                                          چنین بیکس شدن در باورم نیست

زمستان

 

سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت،
                              سرها در گريبان است
كسي سر بر نيارد كرد، پاسخ گفتن و ديدار ياران را

نگه جز پيش پا را ديد، نتواند
كه ره تاريك و لغزان است.

وگر دست محبت سوي كس يازي،
به اكراه آورد دست از بغل بيرون ـ
كه سرما سخت سوزان است.

نفس كز گرمگاه سينه مي‌آيد برون، ابري شود تاريك؛
چو ديوار ايستد در پيش چشمانت!
نفس كاين است، پس ديگر چه داري چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديك؟

ـ« مسيحاي جوانمرد من!
                         اي ترساي پير پيرهن چركين
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آي ...؟
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخ گوي، در بگشاي!
منم، من، سنگ تيپا خورده رنجور
منم، دشنام پست آفرينش، نغمه ناجور.
نه از رومم، نه از زنگم، همان بي‌رنگ بي‌رنگم
بيا، بگشاي در، بگشاي! دلتنگم
حريفا، ميزبانا، ميهمان سال و ماهت، پشت در
                                  چون موج مي‌لرزد
تگرگي نيست، مرگي نيست
صدايي گر شنيدي صحبت سرما و دندان است.

من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را كنار جام بگذارم.

چه مي‌گويي كه بيگه شد، سحرشد، بامداد آمد!
فريبت مي‌دهد،

              بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست
حريفا! گوش سرما برده است،
              اين يادگار سيلي سرد زمستان است.
و قنديل سپهر تنگ ميدان، مرده يا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه‌توي مرگ‌اندود پنهان است!
حريفا! رو چراغ باده را بفروز،
              شب با روز يكسان است

سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير، درها بسته، سرها در گريبان، دستها پنهان.
نفس‌ها ابر، دلها خسته و غمگين،
درختان اسكلت‌هاي بلور آجين،
زمين دلمرده، سقف آسمان كوتاه
غبار آلوده مهر و ماه،
زمستان است .....

خمید مصدق (1)

 

باسلام خدمت شما امیدوارم حال همه شما خوب باشه.مدتیه به علت مشغله کاری  نتونستم آپدیت کنم.بعد از ۴ماه پروژه در بهبهان خالا دارم میرم استراحت.موفق باشید.

 

 

ارزش انسان

از منظومه: سالهاي صبوري

دشتهاي آلوده ست

در لجنزار گل لاله نخواهد روئيد

 

در هواي عفن آواز پرستو به چه كارت آيد ؟

فكر نان بايد كرد

و هوايي كه در آن

نفسي تازه كنيم

 

گل گندم خوب است

گل خوبي زيباست

اي دريغا كه همه مزرعه دلها را

علف كين پوشانده ست

 

هيچكس فكر نكرد

كه در آبادي ويران شده ديگر نان نيست

و همه مردم شهر

بانگ برداشته اند

كه چرا سيمان نيست

و كسي فكر نكرد

كه چرا ايمان نيست

 

و زماني شده است

كه به غير از انسان

هيچ چيز ارزان نيست .

                         

آرزو

سلام و خسته نباشید

وقتی به چیزی که آرزوت بود رسیدی ، تازه میفهمی که آرزوش بهتر از داشتنش.

حقیقت انسان به آنچه اظهار میکند نیست بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن ناتوان است بنا بر این اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به نا گفته هایش گوش بسپار.

 من آموخته ام که خداوند همه چیز را در یکروز نیافرید, پس چرا من به این بیندیشم که میتوانم همه چیز را در یکروز بدست بیاورم. من آموخته ام که آسانترین راه برای رشد این است که خود را بوسیله ی انسان های باهوش تر ازخود احاطه کنم. من آموخته ام که همه می خواهند روی قله کوهی زندگی کنند اما تمام پیشرفت ها وقتی رخ می دهد که در حال بالارفتن از کوه هستند.من آموخته ام که خوشبختی جست وجوی آن است نه پیدا کردن آن.

غروب شد , خورشید رفت , آفتابگردان به دنبال خورشید می گشت , ناگهان ستاره چشمک زد , آفتابگردان سرش را پایین انداخت ........ گلها هرگز خیانت نمی کنند.

کارو (بخش دوم)

کارو در کتاب "شکست سکوت" اینگونه آثار خود را معرفی می کند:

...بخاطر قلوب در هم شکسته انسانها!

قلوب آکنده از عشق و ...

بخون آغشته انسانها!

بخاطر حسرت ...

حسرت گمشده درامواج سرشک!

سرشک سرگردان در ظلمت زندان

این آثار پراکنده بوجود آمده اند!

===========================

میان همه جویها. که همراه همه رودها.به دریا سرازیر میشدند.جوی کوچکی هم بود که هیچ میل سرازیر شدن به دریا را نداشت.

وقتی سایر جویها پرسیدند چرا؟گفت:من هرچند در مقابل عظمت دریا بس ناچیز و خوارم!....اما من....

"گمنامی گم نشده" را بیشتر از "شهرتی گم شده" دوست دارم.

گزیده ای از کارو

 سلام دوستان

باید ببخشیدغیبتام زیاد شده .امروز گزیده ای از کارو را براتون انتخاب کردم.

هربار که مرا می دید ساعتها گریه میکرد.آخرین باری که به سراغم آمد دیوانه وار می خندید.وقتی حالت استفهام مرا در نگاه من دید  باطعنه گفت: تعجب نکن که چرا می خندم! من دیگر آن زن سابق نیستم! بس بود هرچه تو قاه قاه خندیدی و من های های گریستم.

تازه حرفش را تمام کرده بود که یکباره  قطره اشکی سرگردان در گوشه چشمش لنگر انداخت.با طعنه گفتم: بنا بود گریه نکنی!پس این قطرهُ اشک چیست؟

اشک را با دست پاک کرد و فیلسوفانه گفت:این؟این قطره اشک.اشک نیست!نقطه است.میفهمی؟(نقطه)!

این آخرین نقطه ایست که با آخرین جملهُ آخرین فصل کتاب ایمانم.به عشق مردان گذاشتم!من دیگر به هیچ چیز مردان اعتقاد ندارم .جزء ...به یکپارچگی شان در نامردی!!!

شايد اگر عشق نبود سرنوشت زيبا بود.

 زندگي درد نداشت ،

 فکر و حرف يکسان بود.

 شايد اگر عشق نبود آدمي نيست نميشد، نيستي رنج نميشد ، رنج نيز زجر نميشد ...

 شايد اگر عشق نبود آسمان آبي تر ،

 خورشيد روشن تر ، چشمه شفاف تر

آري ... اگر عشق نبود اشک نبود ، حبس نبود ، زخم نبود

عشق

 آواز قشنگي است

 سرنوشتي كه مرا با تو به خود مي خواند.

 هر چه از خويش گريزم به تو نزديك شوم گوش كن قلب من از دور تو رامي خواند

مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟

لبخنديه

که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده

تا

 در نهايت سکوت

 فرياد بزنه

 دوستت دارم

کریسمس مبارک

پاینده ایران

سال نو میلادی رو به تمام دوستان و هم میهنان عزیز تبریک میگم.

امیدوارم سال نو سالی پر از موفقیت و سربلندی برایتان باشد.

Merry Christmas and a Happy New Year

دعا کنیم برای هم

سلام دوستان

چه خوبه حالا که کمتر از حال همدیگه خبر میگیریم 

 لااقل برای هم دعای خیر  کنیم.

دعا برای سلامتی

دعا برای گره گشایی از کار

***

طاعات و عبادات شما قبول باشه

دایره المعارف شیطان(قسمت دوم )

 سلام دوستان

این هم قسمت دوم دایره المعارف شیطان

 

جیب،زایشگاه انگیزه آرامگاه وجدان.

چرندیات،استدلال های مخالفان.آنچه قبول ندازیم.اکثر حرفهایی که از صبح تا شب می شنویم.

چندهمسری،زیادی داشتن از یک چیز خوب.خانه کفاره ای که مجهز به چندین صندلی توبه است؛برعکس تک همسری که فقط یک عدد از این صندلی ها دارد.

چوب فلک ، هنر رفتن روی چوب و حرکت کردن پاها بدون اینکه آدم گامی به جلو بردارد.

چوبه دار،صحنه ای برای اجرای بازی های معجزه آسایی که در آن بازیگر نقش اول مستقیماٌ به آسمان صعود می کند.

چیستان،چه کسی زمامداران ما را انتخاب می کند؟

حاضر جواب ، پاسخ دادن به شکل یک توهین نسبتاً محترمانه . مورد استفاده آقای محترمی که به طور مادر زاد از زور شنیدن متنفر است اما از توهین کردن بسیار خوشش می آید .

حراج کننده ،مردی که با ضربه چکش خود اعلام می کند که با زبانش جیب کسی را غارت کرده است .

حرف مفت ، چیزهایی بی ارزش مانند فلسفه ها ، ادبیات ، انواع هنر و تمام شکل های علم که بخش های جنوبی قطب شمال را غیر قابل سکونت می سازد.

حزب مخالف ، حزبی که با بریدن پای مانع آدم کشی و دیوانگی او می شود .

حق رأی ، ابزار و سمبل آزادی برای اینکه اجازه می دهد اورااحمق حساب کنند و کشورش را نابود کنند .

خرچنگ ، حیواناتی کوچک و سخت پوست مانند چکش ، اما به راحتی آن قال هضم نیست . "سر جیمز مریوال " گفت : " به عقیده من حکمت انسانی به طرز خارق العاده ای در خرچنگ مجسم شده است، ضمن اینکه خرچنگ وارونه حرکت می کند و فقط می تواند پشت سرش را نگاه کند ، بدون اینکه متوجه باشد خطرات را پشت سر بگذارد . در صورتی که حکمت انسانی به هیچ عنوان قادربه چنین کاری نیست ، یعنی انسان نمی تواند از کارهای ابلهانه ای که بر سر راهش قرار دارد چشم پوشی کند و تنها مسیر خودش را ادامه دهد . "

خوابیدن ، برای چند ساعت دست از آزار دیگران کشیدن .

خود پرست ، آدم بدسلیقه ای که به جای اینکه من را دوست داشته باشد ، خودش را دوست دارد .

خیانت ، پاداش اعتماد کردن .

دست ، ابزاری منحصر به فرد . در انتهای بازوی انسان ها دیده شده است و معمولاً با آن پول های غریبه ها را از جیبشان کش می روند .

دستمال ، تکه چهار گوش کوچکی از ابریشم یا نخ که برای برآوردن نیاز های متنوع و خشن روح استفاده می شود . بیش از هر چیز در تشیع جنازه ها مصرف می شود و برای پنهان کردن فقدان اشک کاربرد مهمی دارد .

دماغ ، بر آمدگی صورت انسان . معمولاً از بین دو چشم شروع می شود و تا سر در آوردن از مسائل مردم ادامه پیدا می کند . وسیله کشف حقایق در زندگی خصوصی مردم .

دوشیزه ، لقبی که به وسیله آن زنان مجرد را داغ می کنیم تا به اطلاع همگان برسانیم که این اجناس در بازار فروش موجود هستند .

رأی گیری ، یک روش ساده که به وسیله آن اکثریت به اقلیت ثابت می کند مقاومت بیهوده است . بسیاری از شخصیت های بزرگ که عقل شان کمابیش پاره سنگ بر می دارد گمان می کنند اکثریت به دلیل اینکه حق داشتند حکومت می کردند و اقلیت به این دلیل اطاعت می کردند که که حق نداشتند نه اینکه مجبور بودند . یک روش کاملاً دموکراتیک برای منطقی کردن استبداد . یک نوع رو کم کنی کاملاً دموکراتیک .

رقیب، یکعوضی رزل که دقیقاً به همان چیزی علاقه مند است که ما قصد تصاحب آن را داریم .

زن ، جانوری که در تمام بخش های مسکونی کره زمین یافت می شود این جانور از تیره گربه سانان است و به وسیله  لنگه کفش قابل رام شدن است . حرکات این جانور نرم و ملیح است ، به خصوص نوع آمریکایی آن .

زیبا ، چشمانی مهربان ، دهانی خندان و گونه هایی با رنگ خدادادی .

زیبایی ، قدرتی که ب آن یک زن عاشق خود را می فریبد .

سادگی ، خصوصیتی دوست داشتنی که زنان مدت زمانی طولانی روی آن مطالعه می کنند و با دقت آن را روی مردی که آنان را تحسین می کنند به کار می بندند .

سر و صدا ، تعفن صوتی . موسیقی توحش . محصول اصلی و نشانه تمدن .

شایسته بودن ، داشتن استحقاق چیزی که شخص دیگری آن را به دست آورده .

شبنم،ترشح زمین یا عرق شب.

شهربزرگ،مجموعه ای از ساختمانهای بلند که باعث میشود دهاتی بودن مردم آنجا به چشم نیاید.

صندلی اعتراف، یک صندلی که کشیش روی آن مینشیند و گناهان کبیره را عفو می کند تا اجازه پیدا کند که با لذت به گناهان کوچک گوش کند

دایره المعارف شیطان نوشته آمبروس بیرس(بخش1)

Amblose Gwinett Bierce

سلام دوستان

 اینبار میخوام قسمتهایی از یک کتاب طنزمربوط به قرن 19 رو براتون بنویسم که نوع دیدگاه  اون تقریباٌ شبیه ،عبید زاکانی قرن هشتم است.از این واژه نامه حدود 130 واژه را انتخاب کرده ام که میخواهم بهترینهای آنرا برای شما عزیزان بنویسم ، اما ابتدا باید کمی با او آشنا شوید.

آمبروس بیرس از آنهایی است که در مرز فلسفه و طنز گرفتار مانده است.او در میان طنز نویسان ،مانند پیکاسو در میان نقاشان،و نیچه در میان فیلسوفان است ؛ موجودی تلخ اندیش ، با کلماتی  از زهر که بی ملاحظه ،لایه های ضخیم دروغ را از روی واژه ها کنار میزند و تلخی و زشتی جهان را برما آشکار میکند.و چنین است که او به رازی بزرگ از حقیقت پی برده است

خواندن این برای من فقط از این نظر  جالب بود که او از دریچه دیگری به جهان نگاه میکند.

 

از نگاه او:

هر براز ارادتی ،نوعی پایه گذاری،برای سوءاستفاده بعدی است.

دوستان،مزاحمانی هستند که ففط وقت آدم را میگیرند.

آدمها هرگاه لطفی میکنند ، برای اینست که بعداٌ فرصت داشته باشند ،که دیگران را آزار بدهند.

سر و صدا، همان تعفن صوتی  ،موسیقی وحشی  ،محصول اصلی و نشانه تمدن است.

سیاستمدار،دارای دو صفت دروغگویی و زورگویی است و معتقد است آنان عوام فریبان خوشگذرانی هستند که برای منافع مالیشان رو به قدرت آورده اند.

آرامگاه، آخرین و مضحک ترین حماقت ثروتمندان.

آزادی،از ارزشندترین دستاوردهای خیالپردازی.

احساساتی شدن، بیماری موهنی که در پی تابعیت مغز از قلب بوجود آمده  و گاهی باعث تولید مقادیر معتنابهی هیدرات سدیم کلراید از دو چشم میشود.

ادراک، خیلی دیر در زندگی به حماقت خود پی بردن.

اسب وحشی،در انگلستان به زنی آمریکایی که به همسری یک اشراف زاده انگلیسی در آمده میگویند.

استعفادادن،کاری که یک مرد شریف ،درست دوساعت قبل از آنکه اخراجش کنند،باید انجام دهد.

اقیانوس،حدود دوسوم آب جهان که در واقع برای انسانی بدون آبشش آفریده شده است.

امتیاز،اجازه نفس کشیدن ،بون آنکه مجبور باشی به کسی رشوه بدهی.

امکان پذیر،همه چیز برای کسی که صبر دارد،والبته پول کافی.

انتقام،فرستادن نامه های عاشقانه دوست دخترت برای رقیب،البته بعد از آنکه رقیب با دوست دخترت ازدواج کرد.

 انقلاب،تغییر خشونت آمیز شکل یک حکومت مزخرف و احتمالاٌ با حفظ محتوای آن.

اولین دوره زمین شناسی،اولین دوره پیدایش جهان که توسط زمین شناسان شناسایی شده است؛و اغلب لطیفه ها در همین دوره بوجود آمده است.

 

 باشکوه،نهایت درخشندگی و زیبایی،که معمولاٌ یک یبننده عادت به دیدن آن ندارد؛مانند کوشهای یک خر از دید یک خرگوش.

بحث کردن،مهم ترین کاری که دو انسان  برای نفهمیدن همدیگر میتوانند انجام دهند.

بخشیدن، یک شیوه تاکتیکی برای گرم کردن سر،یک ترشرو، تا بعداٌ او را در یک حالت شرم آور غافلگیر کنیم.

برائت،حکم پرونده اکثر قتلها در سانفرانسیسکو.

بردباری،افسردگی با ماسک فضلیت.

برسی کردن،یافتن یک توجیه مناسب برای تصمیمی که مدتهاست گرفته شده است.

برنامه ریزی کردن،نگرانی برای بهترین راهی که باعث بدست آمدن یک نتیجه اتفاقی میشود.

بندباز،مردی که گردن خود را میشکند تا شکمش را پر کند.

بندر، مکانی که در آنجا کشتی هایی که از طوفان دریا گریخته اند،در معرض خشم ماموران گمرک قرار میگیرند.

بوسه،به معنای نوعی مراسم یا آئین در مورد درک متقابل.

بی اعتقادی، رایج ترین و بزرگ ترین مذهب دنیا.

بی فکر،کسی که برای پذیرفتن نصایح ارزشمند ما استعداد ندارد.

بی گناهی، وضعیت یک جنایتکار، پس از اینکه وکیلش اعضای هیئت منصفه را خرید.

بی ملاحضه، بی توجه به آسایش، خوشبختی یا آرزوهای دیگران مانند :وبا ،آبله،مارزنگی،نشریات فکاهی و هجوآمیز.

بی نزاکت، یادآوری این نکته به یک خانم که ((یادت هست چهل سال پیش چقدر خندیدیم؟))

پاکت،تابوت یک سند.لباس خواب یک نامه عاشقانه.

پرخوری،کاری که معمولاٌ سر شام می کنیم.

پشت، قسمتی از اندام دوست تو که در مواقع گرفتاری، حق داری به آنجا خنجر بزنی.

پشتکار،روش زورمندانه ای برای شکوفا کردن استعدادی که وجود ندارد.

پشه،موجودی که برای جلوگیری ازخواب راحت انسانها آفریده شده.این موجود در تمام جهان همین وظیفه همه را بر عهده دارد.

پیری، دوره ای که در آن جبران گناهانی را که هنوز برایشان ارزش قائلیم را بوسیله نفرین کردن آن چیزهایی که دیگر جسارت انجامشان را نداریم،می کنیم.

تجربه،دانشی که به ما این امکان را میدهد تا جنونی را که قبلاٌ مهار کرده بودیم،به عنوان یک موضوع قدیمی و نچندان مطلوب به رسمیت بشناسیم.

تظاهرات،ازدحام یک مشت دیوانه مزمن که هنوز نمی دانند حماقت یعنی چه.

تلفن،یکی از اختراعات شیطان برای نابودی ته مانده آرامش بشریت.

تنبلی، مزرعه ای آزمایشی که شیطان در آن بذر گناهان جدید را آزمایش و رشد گناهان مهم را تسریع می کند.

تنها گذاشتن،هشدار دادن به یک دوست نیازمند.

توپ جنگی، ابزاری برای اصلاح مرز کشورها.

ته نشین،رسوب،باتوجه به ارزشهای انسانی به آن،موجود متعالی هم می گویند.

ثروت، پس اندازهای بسیاری در دست یک نفر.

جادو،هنری که خرافات را تبدیل به سکه می کند.

جشن،مهمانی.مثل مهمانی مذهبی مسیحی؛که مشخصه این مهمانی ها  پرخوری و مست کردن است و اکثراٌ برای بزرگداشت یک قدیس برگزار میشود که مشهور است همیشه امساک می کرد.

جلاد، کسی که صادقانه می کوشد تا مانع پیرشدن آدمها شود و احتمال مرگ ناشی از غرق شدن در دریا یا تصادف را کاهش دهد.

جمهوری،شکلی از حکومت که برای کلیه افرادی که میتوانند قیمت مناسب را بپردازند حق مساوی در نظر می گیرد.

جوجه تیغی،کاکتوس دنیای حیوانات.

جهنم،محل سکونت نویسندگان دائره المعارف.

دیل کارنگی

عظمت مردان بزرگ از طرز رفتارشان با مردمان کوچک آشکار می شود

با عرض سلام به دوستان مدتی که نبودم دستم به نوشتن نمیرفت.در نتیجه حالا  خدمت شما سروران هستم

خدایا به خاطر داده ها و نداده هایت تو را شکر می کنیم

که داده هایت نعمت است  و  نداده هایت حکمت است

آنچه که شما را خوشبخت با بدبخت می کند آن نیست که چه کسی هستید و چه دارید و یا چه کار می کنید ؛بلکه طرز تفکر شماست

تبسم خرجی ندارد ولی سود بسیار می دهد

برای زندگی فکر کنید، ولی غصه نخورید

با دیگران بخند نه بر دیگران

چیزی را بگو که ارزش آن بیش از خاموشی باشد..!

دیگران را همانطور که هستند بپذیرید

انسان  تلاشگر، محال راممکن فرض می کندوبرعکس،اشخاص پست همت وضعیف اراده،همیشه کارهای ممکن راهم محال می دانند

برای عقب ماندگی خود در زندگی ، بینوا بودن رابهانه قرار ندهید،زیرااغلب انسان های بزرگ درگاهواره فقربزرگ شده اند

 در

  پایان

باید

گفت

هیچ راه میان بری وجود ندارد
هیچ چیز ارزان بدست نمی آید
وهمیشه بهترین راه دشوار دشوارترین راه است

بزرگترین راه ها با کوچکترین گامها آغاز شده و سخت ترین گام اولین گام است
ناکامی یعنی تاخیر نه شکست ! مسیر انحرافی موقت است ,نه کوچه بن بست
موفق باشید


با سلام خدمت شما

سال نو باستاني را به شما تبريك ميگويم.اميد آنكه امسال سالي پربار و باشكوه براي شما باشد.

باسلام خدمت تمامي دوستان و سروران گرامي و با آرزوي سلامتي و موفقيت براي همه شما،اميدوارم در زير سايه والدين زندگي همواره به كامتان باشد.

 قبل از هر چيز درگذشت پدر يكي از دوستان،جناب آقاي مهدي مشعل را تسليت ميگويم و براي ايشان و خانواده محترمشان ،صبر و سلامتي آرزومندم.باشد كه مارا در غم خود شريك بدانيد.                

                                                     

متن زير اثري است از" خانم نسرين اميني" از مجله سروش جوان،شماره36،كه با اندكي ويرايش براي شما بزرگواران انتخاب كرده ام.

 

 

 

درباره عشقي كه هيچ آدمي لياقتش را ندارد

 

 

يكي از جمله هايي كه روزانه آدمهاي روي كره زمين توي حرفهايشان بكار  مي برند،اين،است:دوستت دارم(به زبان خودمان)وبه انگليسي I Love You، وبه زبان عربي أنا أحبك.كه همه اينها يك معني ميدهند و آن اينست كه :من دوستت دارم،بهت علاقه دارم،مي خواهمت،تورا با همه هستي ات با همه خصوصياتت با همه زندگيت با ذره ذره وجودم ميخواهم.دوستت دارم كه فقط مال من باشي .به من وفادار باشي.بهم خيانت نكني.من را اگر به اندازه اي كه من دوستت دارم نمي تواني،حداقل يك ذره تا آنجا كه بتواني وجودم را كنارت تحمل كني، دوست داشته باشي.باهام حرف بزني.من را توي زندگيت راه بدهي.بگذاري بدانم چه برتو ميگذرد.چه كار مي كني.خلاصه سنگ تمام بگذاري.بگذاري اين حسرتي كه قلبم را داغ كرده،روي دلم نماند.داغ عشق و وفايت را روي دلم نگذاري.سراغم را بگيري.برايم ارزش و اهميت قائل شوي.خلاصه كلام دوستم داشته باشي.

اينها خواسته هاي آن عاشق هايي است كه دوست دارند معشوقشان همراه و همقدمشان باشد.شانه به شانه شان دو روزه دنيا را طي كنند و خلاصه هم دوست و رفيق باشند و هم معشوق خوب و سربراه،(حالا اين وسط آنهايي را كه الكي مي گويند دوستت داريم وعاشقتيم و توي سرشان هدفهاي ديگري است، كاري نداريم.ما به آن عاشق هاي واقعي كار داريم،آنهايي كه درد عشق را واقعاً حس ميكنند.)

عاشق هايي هم توي دنيا هستند كه اصلا ً،اين را كه بخواهند بهمهشوقشان بگويند فقط مال من باش، را يك اهانت و جسارت مي دانند.آنقدر معشوقهايشان را بالا و دور از دسترس مي بينند كه اصلا ً نمي روند بهش بگويند،ما دوستت داريم.فقط از دور دوستش دارند و او را ميپرستند.گريه مي كنند،توي دلشان مي گويند تو فقط وجود داشته باش،تو شاد و خوشبخت زندگي كن.(تو دوست داشتني و دست نيافتني باش) همين براي من كافي است.من را اگر نديدي هم نديدي اصلا ً اگر نفهميدي من هم وچود دارم مهم نيست،مهم اينست كه تو احساس رضايت كني.تو برايم مثل يك دريا هستي فقط ميخواهم لبت بنشينم،نگاهت كنم.به خود اجازه نمي دهم بپرم و تويت شنا كنم.با همه هستي ام دركت ميكنم و هر موقه تو را ببينم (موجوديت تو را حس كنم)خيالم راحت ميشود.

نمي دانم كدام جور عاشقها بودن بهتر است.كدامش براي قلب ما آدمها قابل تحمل تر است،كدامش قابل هضم تر است.فقط ميدانم دوتايي شان قشنگي هاي خودشان را دارند،ديدنشان لذت بخش و شيرين است.

عاشق و معشوقي كه يكي شان تا هميشه عاشق است و يكي شان تا هميشه معشوق مربوط به آن طبع از آدم كه دوست دارد حتماً يك دوست،صددرصد مال خودش باشد،يك همراه تا آخر راه داشته باشد،آن عاشق بودن نوع اول را مي پسندد.

آن طبعمان هم كه دوست دارد هميه يك موجود دست نيافتني را بستايد تا آنجا كه امكان دارد يعني تسليم  يك وجود باشد،عاشق بودن نوع دوم را مي پسندد.

چه كنيم كه توي وجود ما آدمها يك عالمه طبع و خصوصيت وجود دارد كه از همه نظر نثل هم نيستند،حتي گاهي اوقات ضد هم نيز هستند اما باز هم توي وجودمون كنار همديگرند،من كاري به اين چيزهايش ندارم. فقط مي خواهم بگويمشايد آن عاشق بودن نوع اول مخصوص عاشق هايي اشت كه معشوقشان آدم است،يك كسي مثل همسر،پدر،مادر،دوست،خواهر،برادر،فاميل.خلاصه يك آدم با دوتا دست و پا.ولي آن عاشق بودن نوع دوم مخصوص معشوقي است كه هيچ آدمي لياقتش را ندارد كه آنجوري معشوق واقع بشود.مخصوص اويي است كه ،يك جورهايي ،قلب لامذهب بعضي ها، دوست دارد برايش بميرد،يك جورهايي توي وجود او حل بشود،فاني بشود،نابود بشود،ديگر خودش وجود نداشته باشد.فقط و فقط او باشد.او و ديگر هيچ.

باز هم ميگويم شايد،آخر اين مغزما و اين احساسهاي انساني نتواند درباره عشق و عاشقي نطرهاي درست و قشنگ بدهد،اما هرچه باشد ،عشق از آن دسته بحث هايي است كه،همه وقتي ميخواهند درباره اش حرف بزنند،كم مي آورند.از عرفاي بزرگ گرفته تا من،فقط مي دانم دوستت دارم به انگليسي ميشود:I Love You   .

 

حال شما جزو كدام گروهيد؟

گابریل گارسیا 2

با سلام خدمت دوستان و همراهان همیشه سبز

  دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو، بلكه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم
 

هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود
 

اگر كسي تو را آنطور که می خواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجود دوست ندارد

دوست واقعی کسی است که دست تو را بگیرد و لی قلب تو را لمس کند

شاید خدا خواسته باشد که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکرگزار باشی
 

به چیزی که گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن

همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده، دوباره اعتماد نکنی