Amblose Gwinett Bierce
سلام دوستان
اینبار میخوام قسمتهایی از یک کتاب طنزمربوط به قرن 19 رو براتون بنویسم که نوع دیدگاه اون تقریباٌ شبیه ،عبید زاکانی قرن هشتم است.از این واژه نامه حدود 130 واژه را انتخاب کرده ام که میخواهم بهترینهای آنرا برای شما عزیزان بنویسم ، اما ابتدا باید کمی با او آشنا شوید.
آمبروس بیرس از آنهایی است که در مرز فلسفه و طنز گرفتار مانده است.او در میان طنز نویسان ،مانند پیکاسو در میان نقاشان،و نیچه در میان فیلسوفان است ؛ موجودی تلخ اندیش ، با کلماتی از زهر که بی ملاحظه ،لایه های ضخیم دروغ را از روی واژه ها کنار میزند و تلخی و زشتی جهان را برما آشکار میکند.و چنین است که او به رازی بزرگ از حقیقت پی برده است
خواندن این برای من فقط از این نظر جالب بود که او از دریچه دیگری به جهان نگاه میکند.
از نگاه او:
هر براز ارادتی ،نوعی پایه گذاری،برای سوءاستفاده بعدی است.
دوستان،مزاحمانی هستند که ففط وقت آدم را میگیرند.
آدمها هرگاه لطفی میکنند ، برای اینست که بعداٌ فرصت داشته باشند ،که دیگران را آزار بدهند.
سر و صدا، همان تعفن صوتی ،موسیقی وحشی ،محصول اصلی و نشانه تمدن است.
سیاستمدار،دارای دو صفت دروغگویی و زورگویی است و معتقد است آنان عوام فریبان خوشگذرانی هستند که برای منافع مالیشان رو به قدرت آورده اند.
آرامگاه، آخرین و مضحک ترین حماقت ثروتمندان.
آزادی،از ارزشندترین دستاوردهای خیالپردازی.
احساساتی شدن، بیماری موهنی که در پی تابعیت مغز از قلب بوجود آمده و گاهی باعث تولید مقادیر معتنابهی هیدرات سدیم کلراید از دو چشم میشود.
ادراک، خیلی دیر در زندگی به حماقت خود پی بردن.
اسب وحشی،در انگلستان به زنی آمریکایی که به همسری یک اشراف زاده انگلیسی در آمده میگویند.
استعفادادن،کاری که یک مرد شریف ،درست دوساعت قبل از آنکه اخراجش کنند،باید انجام دهد.
اقیانوس،حدود دوسوم آب جهان که در واقع برای انسانی بدون آبشش آفریده شده است.
امتیاز،اجازه نفس کشیدن ،بون آنکه مجبور باشی به کسی رشوه بدهی.
امکان پذیر،همه چیز برای کسی که صبر دارد،والبته پول کافی.
انتقام،فرستادن نامه های عاشقانه دوست دخترت برای رقیب،البته بعد از آنکه رقیب با دوست دخترت ازدواج کرد.
انقلاب،تغییر خشونت آمیز شکل یک حکومت مزخرف و احتمالاٌ با حفظ محتوای آن.
اولین دوره زمین شناسی،اولین دوره پیدایش جهان که توسط زمین شناسان شناسایی شده است؛و اغلب لطیفه ها در همین دوره بوجود آمده است.
باشکوه،نهایت درخشندگی و زیبایی،که معمولاٌ یک یبننده عادت به دیدن آن ندارد؛مانند کوشهای یک خر از دید یک خرگوش.
بحث کردن،مهم ترین کاری که دو انسان برای نفهمیدن همدیگر میتوانند انجام دهند.
بخشیدن، یک شیوه تاکتیکی برای گرم کردن سر،یک ترشرو، تا بعداٌ او را در یک حالت شرم آور غافلگیر کنیم.
برائت،حکم پرونده اکثر قتلها در سانفرانسیسکو.
بردباری،افسردگی با ماسک فضلیت.
برسی کردن،یافتن یک توجیه مناسب برای تصمیمی که مدتهاست گرفته شده است.
برنامه ریزی کردن،نگرانی برای بهترین راهی که باعث بدست آمدن یک نتیجه اتفاقی میشود.
بندباز،مردی که گردن خود را میشکند تا شکمش را پر کند.
بندر، مکانی که در آنجا کشتی هایی که از طوفان دریا گریخته اند،در معرض خشم ماموران گمرک قرار میگیرند.
بوسه،به معنای نوعی مراسم یا آئین در مورد درک متقابل.
بی اعتقادی، رایج ترین و بزرگ ترین مذهب دنیا.
بی فکر،کسی که برای پذیرفتن نصایح ارزشمند ما استعداد ندارد.
بی گناهی، وضعیت یک جنایتکار، پس از اینکه وکیلش اعضای هیئت منصفه را خرید.
بی ملاحضه، بی توجه به آسایش، خوشبختی یا آرزوهای دیگران مانند :وبا ،آبله،مارزنگی،نشریات فکاهی و هجوآمیز.
بی نزاکت، یادآوری این نکته به یک خانم که ((یادت هست چهل سال پیش چقدر خندیدیم؟))
پاکت،تابوت یک سند.لباس خواب یک نامه عاشقانه.
پرخوری،کاری که معمولاٌ سر شام می کنیم.
پشت، قسمتی از اندام دوست تو که در مواقع گرفتاری، حق داری به آنجا خنجر بزنی.
پشتکار،روش زورمندانه ای برای شکوفا کردن استعدادی که وجود ندارد.
پشه،موجودی که برای جلوگیری ازخواب راحت انسانها آفریده شده.این موجود در تمام جهان همین وظیفه همه را بر عهده دارد.
پیری، دوره ای که در آن جبران گناهانی را که هنوز برایشان ارزش قائلیم را بوسیله نفرین کردن آن چیزهایی که دیگر جسارت انجامشان را نداریم،می کنیم.
تجربه،دانشی که به ما این امکان را میدهد تا جنونی را که قبلاٌ مهار کرده بودیم،به عنوان یک موضوع قدیمی و نچندان مطلوب به رسمیت بشناسیم.
تظاهرات،ازدحام یک مشت دیوانه مزمن که هنوز نمی دانند حماقت یعنی چه.
تلفن،یکی از اختراعات شیطان برای نابودی ته مانده آرامش بشریت.
تنبلی، مزرعه ای آزمایشی که شیطان در آن بذر گناهان جدید را آزمایش و رشد گناهان مهم را تسریع می کند.
تنها گذاشتن،هشدار دادن به یک دوست نیازمند.
توپ جنگی، ابزاری برای اصلاح مرز کشورها.
ته نشین،رسوب،باتوجه به ارزشهای انسانی به آن،موجود متعالی هم می گویند.
ثروت، پس اندازهای بسیاری در دست یک نفر.
جادو،هنری که خرافات را تبدیل به سکه می کند.
جشن،مهمانی.مثل مهمانی مذهبی مسیحی؛که مشخصه این مهمانی ها پرخوری و مست کردن است و اکثراٌ برای بزرگداشت یک قدیس برگزار میشود که مشهور است همیشه امساک می کرد.
جلاد، کسی که صادقانه می کوشد تا مانع پیرشدن آدمها شود و احتمال مرگ ناشی از غرق شدن در دریا یا تصادف را کاهش دهد.
جمهوری،شکلی از حکومت که برای کلیه افرادی که میتوانند قیمت مناسب را بپردازند حق مساوی در نظر می گیرد.
جوجه تیغی،کاکتوس دنیای حیوانات.
جهنم،محل سکونت نویسندگان دائره المعارف.