کارو در کتاب "شکست سکوت" اینگونه آثار خود را معرفی می کند:

...بخاطر قلوب در هم شکسته انسانها!

قلوب آکنده از عشق و ...

بخون آغشته انسانها!

بخاطر حسرت ...

حسرت گمشده درامواج سرشک!

سرشک سرگردان در ظلمت زندان

این آثار پراکنده بوجود آمده اند!

===========================

میان همه جویها. که همراه همه رودها.به دریا سرازیر میشدند.جوی کوچکی هم بود که هیچ میل سرازیر شدن به دریا را نداشت.

وقتی سایر جویها پرسیدند چرا؟گفت:من هرچند در مقابل عظمت دریا بس ناچیز و خوارم!....اما من....

"گمنامی گم نشده" را بیشتر از "شهرتی گم شده" دوست دارم.