باسلام خدمت تمامي دوستان و سروران گرامي و با آرزوي سلامتي و موفقيت براي همه شما،اميدوارم در زير سايه والدين زندگي همواره به كامتان باشد.
قبل از هر چيز درگذشت پدر يكي از دوستان،جناب آقاي مهدي مشعل را تسليت ميگويم و براي ايشان و خانواده محترمشان ،صبر و سلامتي آرزومندم.باشد كه مارا در غم خود شريك بدانيد.
![]()
متن زير اثري است از" خانم نسرين اميني" از مجله سروش جوان،شماره36،كه با اندكي ويرايش براي شما بزرگواران انتخاب كرده ام.
درباره عشقي كه هيچ آدمي لياقتش را ندارد
يكي از جمله هايي كه روزانه آدمهاي روي كره زمين توي حرفهايشان بكار مي برند،اين،است:دوستت دارم(به زبان خودمان)وبه انگليسي I Love You، وبه زبان عربي أنا أحبك.كه همه اينها يك معني ميدهند و آن اينست كه :من دوستت دارم،بهت علاقه دارم،مي خواهمت،تورا با همه هستي ات با همه خصوصياتت با همه زندگيت با ذره ذره وجودم ميخواهم.دوستت دارم كه فقط مال من باشي .به من وفادار باشي.بهم خيانت نكني.من را اگر به اندازه اي كه من دوستت دارم نمي تواني،حداقل يك ذره تا آنجا كه بتواني وجودم را كنارت تحمل كني، دوست داشته باشي.باهام حرف بزني.من را توي زندگيت راه بدهي.بگذاري بدانم چه برتو ميگذرد.چه كار مي كني.خلاصه سنگ تمام بگذاري.بگذاري اين حسرتي كه قلبم را داغ كرده،روي دلم نماند.داغ عشق و وفايت را روي دلم نگذاري.سراغم را بگيري.برايم ارزش و اهميت قائل شوي.خلاصه كلام دوستم داشته باشي.
اينها خواسته هاي آن عاشق هايي است كه دوست دارند معشوقشان همراه و همقدمشان باشد.شانه به شانه شان دو روزه دنيا را طي كنند و خلاصه هم دوست و رفيق باشند و هم معشوق خوب و سربراه،(حالا اين وسط آنهايي را كه الكي مي گويند دوستت داريم وعاشقتيم و توي سرشان هدفهاي ديگري است، كاري نداريم.ما به آن عاشق هاي واقعي كار داريم،آنهايي كه درد عشق را واقعاً حس ميكنند.)
عاشق هايي هم توي دنيا هستند كه اصلا ً،اين را كه بخواهند بهمهشوقشان بگويند فقط مال من باش، را يك اهانت و جسارت مي دانند.آنقدر معشوقهايشان را بالا و دور از دسترس مي بينند كه اصلا ً نمي روند بهش بگويند،ما دوستت داريم.فقط از دور دوستش دارند و او را ميپرستند.گريه مي كنند،توي دلشان مي گويند تو فقط وجود داشته باش،تو شاد و خوشبخت زندگي كن.(تو دوست داشتني و دست نيافتني باش) همين براي من كافي است.من را اگر نديدي هم نديدي اصلا ً اگر نفهميدي من هم وچود دارم مهم نيست،مهم اينست كه تو احساس رضايت كني.تو برايم مثل يك دريا هستي فقط ميخواهم لبت بنشينم،نگاهت كنم.به خود اجازه نمي دهم بپرم و تويت شنا كنم.با همه هستي ام دركت ميكنم و هر موقه تو را ببينم (موجوديت تو را حس كنم)خيالم راحت ميشود.
نمي دانم كدام جور عاشقها بودن بهتر است.كدامش براي قلب ما آدمها قابل تحمل تر است،كدامش قابل هضم تر است.فقط ميدانم دوتايي شان قشنگي هاي خودشان را دارند،ديدنشان لذت بخش و شيرين است.
عاشق و معشوقي كه يكي شان تا هميشه عاشق است و يكي شان تا هميشه معشوق مربوط به آن طبع از آدم كه دوست دارد حتماً يك دوست،صددرصد مال خودش باشد،يك همراه تا آخر راه داشته باشد،آن عاشق بودن نوع اول را مي پسندد.
آن طبعمان هم كه دوست دارد هميه يك موجود دست نيافتني را بستايد تا آنجا كه امكان دارد يعني تسليم يك وجود باشد،عاشق بودن نوع دوم را مي پسندد.
چه كنيم كه توي وجود ما آدمها يك عالمه طبع و خصوصيت وجود دارد كه از همه نظر نثل هم نيستند،حتي گاهي اوقات ضد هم نيز هستند اما باز هم توي وجودمون كنار همديگرند،من كاري به اين چيزهايش ندارم. فقط مي خواهم بگويمشايد آن عاشق بودن نوع اول مخصوص عاشق هايي اشت كه معشوقشان آدم است،يك كسي مثل همسر،پدر،مادر،دوست،خواهر،برادر،فاميل.خلاصه يك آدم با دوتا دست و پا.ولي آن عاشق بودن نوع دوم مخصوص معشوقي است كه هيچ آدمي لياقتش را ندارد كه آنجوري معشوق واقع بشود.مخصوص اويي است كه ،يك جورهايي ،قلب لامذهب بعضي ها، دوست دارد برايش بميرد،يك جورهايي توي وجود او حل بشود،فاني بشود،نابود بشود،ديگر خودش وجود نداشته باشد.فقط و فقط او باشد.او و ديگر هيچ.
باز هم ميگويم شايد،آخر اين مغزما و اين احساسهاي انساني نتواند درباره عشق و عاشقي نطرهاي درست و قشنگ بدهد،اما هرچه باشد ،عشق از آن دسته بحث هايي است كه،همه وقتي ميخواهند درباره اش حرف بزنند،كم مي آورند.از عرفاي بزرگ گرفته تا من،فقط مي دانم دوستت دارم به انگليسي ميشود:I Love You .
حال شما جزو كدام گروهيد؟
این وبلاگ منتخب حقایق زیبای زندگی را در قالب واژه ها بیان میکند.